بهائیت، فرقه ای با احکام مضحک
حقوق زن در بهاییت:
بهائیت تساوی حقوق زن ومرد را از اصول خود میداند ولی:
آیا میدانید از نظر بهائیت "زنان حق شرکت و عضویت در جمع ۹ نفره بیت العدل - بالاترین نهاد رهبری در بهائیت - را نداشته و عضویت آنها در آن حرام و غیرممکن میباشد" و از ابتدای تشکیل بیت العدل تا کنون حتی یک زن نیز در جمع بیت العدل حضور نداشته است؟ چرا در اینجا نیز زنان باید فقط مردان را انتخاب نمایند و تصمیمات این جمع کاملاً مردانه را بدون چون و چرا اطاعت کرده و به آن عمل نمایند و حق اعتراض هم نداشته باشند.
"بر اساس احکام بهاء الله در کتاب اقدس، خانه مسکونی و البسه با ارزش متوفی فقط به پسر ارشد خانواده میرسد و برای دیگران هیچ سهمی از این میراث با ارزش متصور نیست." "بنا بر تعالیم بهاالله اگر زنی در شهر ازدواج کند مهریه او ۱۹ مثقال طلا و اگرهمان زن در روستا ازدواج نماید مهریه او ۱۹ مثقال نقره است!" - تفاوت حقوق زن شهری با زن روستائی - آیا این نحوه تعیین مهریه، مشارکت و تساوی واقعی زنان در جمیع شئون است؟
"چنانچه دوشیزهای در بهائیت مورد زنا قرار گیرد بایستی مشابه زناکننده هر کدام ۹ مثقال طلا به بیت العدل مستقر در اسرائیل بپردازند و در صورت تکرار این عمل، این جریمه ناعادلانه نیز دو برابر میگردد" و راهی هم برای احقاق حقوق این دوشیزه بیچاره وجود ندارد. و خنده دارتر این است که جریمه ناراحت کردن دیگران ۱۹ مثقال طلااست!
این قانون مشخص ننموده است که اگر فردی بیش از دو بار زنا کرد باید چه جریمه ای پرداخت نماید!
ونیز اگر فردی متمول مرتکب زنا شد وهر بار نیز جریمه آن را پرداخت چه حکمی دارد؟
معیار حلال زادگی و حرام زادگی!!!
جناب بهاءالله در مورد کسانی که امر او را نپذیرند و دشمنی ایشان را در دل داشته باشد و در مورد منکرین خویش چنین فرمودهاند: "منکرین امرالله یعنی هر کس که این فضل ظاهر متعالی منیر را انکار کند شایسته است برای او که حالش را از مادرش بپرسد پس به پایین جهنم خواهد رفت"(گنج شایگان صفحه۷۸ و مائده آسمانی جلد۴ صفحه۳۵۵ باب یازدهم). چیزی که از این جمله دانسته میشود این است که منکرین ایشان حلالزاده نیستند و این چنین حالشان معلوم است. همان طور که در صفحهٔ بعد در کتاب گنج شایگان تصریح شده است که: "بگو هرکس در قلبش دشمنی این غلام (بهاءالله) را داشته باشد قطعا شیطان در بستر و رختخواب مادرش رفته است."
جناب بهاء نفرموده اند که این مسأله در مورد خواهر و برادر خودش که وی را قبول نداشته اند چیست؟
داغ زدن بر پیشانی دزد: در کتاب مستطاب اقدس، این مکانیسم برای مشخص ساختن مجرمی مثل دزد سابقه دار توصیه بلکه واجب شده است به عبارت این کتاب توجه فرمائید:"خداوند برای سارق ابتدا تبعید نمودن و سپس در مرحله دوم زندان کردن را مقرر ساخته است و در نوبت سوم اگر دزدی نمود، باید در پیشانی او علامتی حک نمائید تا به موجب این علامت شناخته شود و در شهرهای مختلف خدا موجب شناسائی او شود تا اورا نپذیرند و اخراج نمایند. مبادا شما را اندیشه مهربانی نمودن با این فرد، در سر بیفتد! این حکمی است که از سوی مشفق مهربان به آن مأمور و موظف شدهاید!! در بررسی این حکم و دستور در کتاب مستطاب اقدس، سؤالات و مطالب زیر برای محققین مطرح میشود:
۱- مجازات دزد در مرحله اول تبعید است اما در این حکم مشخص نفرمودهاند که تبعید سارق به عنوان مجازات از محلی که سرقت نموده و مردم و مأموران او را شناختهاند به محلی غریبه که او را نمیشناسند و راحت میتواند دوباره به کار خود ادامه دهدو تا مدتی هم احتمالاً گیر نیفتد چه عواقب و یا فوایدی در پیشگیری از جرم دارد؟
۲-کتاب اقدس به این سؤال پاسخ نداده که آیا این حکم اصلاً در تناقض با حکمی که میگفت : "گرگان خونخوار را هم مثل آهوان ختن مهربانی کنید و مشک معطر به مشام رسانید." هست یا نیست؟
تعویض وسائل خانه هر نوزده سال یکبار!:
از دیگر احکام کتاب اقدس، "وجوب تعویض وسائل خانه هر نوزده سال یکبار است یخچال وفرش و کولر وتختخواب و ماشین لباسشوئی وقاشق و چنگال و پتو و تشک و بالش و سماور و استکان و نعلبکی و کمد و چمدان و بشقاب وماهی تابه و... که لوازم خانه شمرده میشوند واجب است سرهر نوزده سال تعویض شوندو جای خود را به وسائل نو بدهند." این امر واجب در بهائیت باعث تجدد و نو آوری میشود که متناسب با آئین هزاره جدیداست! لذابر اساس این حکم کتاب مقدس اقدس، هر بهائی موظف است هر چیزی که برای خانهاش میخرد تاریخ خرید آن رادر یک دفتر یادداشت کند (یا در کامپیوتر ثبت نماید) تا مبادا نوزده سال از مصرف آن بگذرد و او نادانسته مرتکب گناه بشود!
متن حکم در کتاب اقدس چنین است: "به شما نوشته یعنی واجب شده است که وسائل و اسباب خانه را بعد از انقضای نوزده سال تجدید نمائید. اینگونه از ناحیه دانای آگاه حکم صادر شده است!" سپس در توضیح حکمت این امر واجب میفرمایند: "موضوع به لطافت بر میگردد و خدا خواسته است بدینوسیله (یعنی تجدید اسباب و لوازم خانه در رأس هر نوزده سال)، شما و دارائیهایتان را تلطیف نماید مبادا از غافلین باشیدو از لطافت بگریزید" باز هم این سوالات برای پژوهشگران مطرح است:
۱- چرا نگاه داشتن یک وسیله بیش از نوزده سال گناه است؟
۲ - آیا یادگاری هائی که از والدین و دوستان در خانه داریم و نوعی حفظ مبانی خانوادگی و وفا ست هم شامل این حکم است و باید عوض شوند؟
۳ - رابطه لطافت و عدد نوزده چیست؟ آیا عدد قبل و بعد عدد نوزده مشمول عدم لطافت است؟!
۴ - مکانیزم حساب نگاه داشتن برای تاریخ خرید وسائل خانه چیست تا با نگهداشتن بیش از نوزده سال آنها، مرتکب عمل حرام نشوند؟
۵ - اگر کسی استطاعت داشت که زودتر از نوزده سال لوازم خانهاش را عوض کند حکمش چیست؟
۶ - اگر وسیله ای زودتر از نوزده سال فرسوده شد مثلاً MADE IN CHINA بود واستفاده آن به صرفه نبود ، شخص بهایی چه حکمی را باید اجرا کند!؟
وجوب شستن پا!:
از دیگر تعالیم اختصاصی کتاب اقدس، وجوب شستن پا در زمستان و تابستان است. مطابق این حکم بهائیان باید پاهای خود را دائما بشویند. به این ترتیب: "در تابستان روزی یک بار و در زمستان هر سه روز یک بار".
۱ - قبل از هر چیز بر اساس مناطق مختلف، کشورهای جهان را از لحاظ میزان وقوع تابستان و زمستان در آنها بسنجند تا این مؤمنین به اقدس، وظیفهشان روشن شود که در چه روزهائی باید پاهای خودراهر سه روز یک بار بشویند و در چه روزهائی باید پاهایشان را هر روز بشویند!
۲ - چون در حکم صحبتی از بهار یا پائیز نشده لذا در این دوفصل تکلیف شستن پا ساقط است یا معلوم نیست!
۳ - چون در حکم حد پا مشخص نشده باید منظور از پارا مشخص کنند که تا کجاست: تا قوزک پا یا تا ساق پا یا تا انتهای پا از رانها تا پائین؟! و بعد این حد از پا را بشویند نه کمتر و نه بیشتر!
۴ - آیا زن و مرد در این حکم با هم مساوی هستند و فرقی بین آنها در نوع و حد شستن پاهایشان نیست؟!
۵ - آیا اگر کمبود آب وجود داشت تخفیفی وجود دارد که مثلا حکم تغییر کند و هر وقت آب موجود بود بشویند نه هر روز؟
۶ - کشورهای استوائی یا کشورهائی که همه سال یک نوع آب و هوا و بعضاً بهاری دارندتکلیف چیست؟ چون اطلاق تابستان و زمستان به آنها نمیشودتا مطابق اقدس به شستن سه روز یکبار در زمستان یا هر روز در تابستان بپردازند؟!
۷ - اگر فردی بیماری داشت که آب برای پاهایش مضر بود. چه حکمی را باید انجام دهد؟
رفع اختلاف با اقدس!
وقتی بین افراد بهائی در مباحث مختلف بهائیت اختلاف بوجود آید چگونه باید چاره جوئی شود و رفع اختلاف به چه طریقی انجام میپذیرد؟ "نظر شارع اقدس این است که در مواقع بروز اختلاف بین بهائیان باید به خداوند (شخص میرزا) مراجعه کنند تا او ریشه اختلاف را بردارد. اما اگر میرزا حسینعلی درقید حیات نبود چه کنند؟ پاسخ این است که باید به کتاب اقدس و هرآنچه که بر میرزا نازل شده مراجعه نموده و بدین ترتیب اختلافاتشان را بوسیله کتاب برطرف نمایند!" ناظر بصیر و پژوهشگر خبیر را در این موضوع سوالاتی است:
۱ - وقتی اختلاف در خود کتاب اتفاق بیفتد و برداشتهای مختلف از مطالب آن وجود داشته باشد چگونه این اختلافات با مراجعه به خود کتاب حل شدنی است؟ یعنی خود مطالب کتاب موجب اختلاف بین افراد شده آنوقت خود کتاب رافع اختلاف میشود؟
۲ - چرا فرزندان خود بهاءالله به اقدس مراجعه ننمودند تا اختلافاتشان بر طرف شود و اینقدر به یکدیگر دشنام ندهند؟!
دفن اموات در بلور!!
از دیگر شگفتیهای کتاب مقدس اقدس که آن را با سایر نحلهها متفاوت مینماید عنایت ویژه این کتاب به آرایش و ظاهر زیبا و فاخر و شکوهمند برای مردگان است. "بهائی متوفی را باید با پنج لباس از گرانقیمتترین پارچهها یعنی حریر و ابریشم بپوشانند و انگشتریهای مخصوص با متنهای ویژه در دستش نهند و آنگاه در تابوتی ساخته شده از بلور قرار دهند و سپس متوفای با این وسائل گرانقیمت را در جائی نزدیک_که از یکساعت فاصله بیشتر نشود_ دفن نمایند! این دستور خداوند (بهاءالله) است اما اگر کسی فقیر بود و توانائی نداشت میتواند بجای پنج لباس حریر و ابریشم، به یک نوع (حریر یا ابریشم) قناعت کند و به جای تابوت بلور هم تابوتی از سنگهای گرانبها یا چوبهای فاخر و لطیف تهیه نموده و مرده خود را اینگونه تدارک نماید... چنین است حکم خدای علیم خبیر...!!" ۱ - این تشریفات حتماً به نفع مرده بهائی و برای تکریم متوفای بهائی است که خیلی شیک پوش و آبرومنددر پنج لباس از حریر خالص و ابریشم در محفظهای بلورین بسیار جالبتر از اشیاءنفیس در موزهها زیر خروارها خاک قرار گیرد و بر سایر مردگان که با لباس سادهای از متقال به دیدار آخرت شتافتهاند فخر فروشی نمایدچون خدا اینگونه خواسته است...!
۲ - معلوم نیست که این خدا چرا اینقدر تبعیض کار و ناعادل است که در موقع ارسال ادیان سابق مثل اسلام اصلاً به فکر تکریم و آرایش مردهها نبوده و دستور فرموده مردگان را در لباس سادهای از متقال و بدون تابوت و ساده دفن کنند اما موقع نزول بهائیت یکباره نظرش عوض شده عزت مرده آنهم از نوع مادی و ظاهری را در نظر گرفته و خواسته است اینهمه شییءگرانبها را صاحبان مرده برای مرده تدارک کنند و حریر پوش یا ابریشم پوش و بلورین جایگاه او را در زیر خاک نهند!
۳ - اینهمه پول را صاحبان مرده از کجا بیاورند و به چه حکمتی خرج این تشریفات نمایند؟ وقتی یک ظرف بلور کوچک و یک تکه حریر یا ابریشم خالص هزاران تومان ارزش دارد یک تابوت به آن بزرگی از بلور که ارزشش از میلیونها تومان بیشتر میشود و نیز پنج لباس سراسر حریر و ابریشم را با مرده زیر خاک دفن کردن چه حکمتی دارد؟!
۴ - ترکیب پنج لباس ابریشم و پنج لباس حریر چگونه باید باشد (از هرکدام چندتا) و در مورد ناتوانان که قرار است به یکی از آنها (ابریشم یا حریر) اکتفا کنند منظور چیست؟ یعنی هر پنج لباس را از یکنوع انتخاب کنند؟ (یکتفی بواحده منهما)؟!
۵ - اگر اهالی دو کشور چین و هند (نزدیک سه میلیارد نفر) بخواهند بهائی شوندبرای مرده آنها چه حجم بلور و حریر خالص لازم است (اقلاً پانزده میلیارد متر مربع حریرو پانزده میلیارد متر مربع ابریشم و پانزده میلیارد متر مربع بلوربرای مردگان آنها الزامی است! این حجم تولید و تجارت و اشتغالزائی همه دولتمردان را اسیر خود میکند یعنی اسیرمردگان.
۶ - چرا فرد ناتوانی که در زندگی خود لباس فاخر نداشته ،باید بعد از مرگش لباس گران قیمت بپوشد!؟
ذکر تعجیل فرج رمز نجات بشر است ما برآنیم که این ذکر جهانی بشود