علی مطهری و ظل السلطان

golestanema30 

در کتاب نشان از بی نشان ها نوشته ی آیت الله حاج شیخ علی مقدادی اصفهانی (ره) فرزند مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی(ره) این چنین آمده است:  

مرحوم پدرم مى فرمودند یک روز ظل السلطان حاکم وقت اصفهان مى آید خدمت مرحوم حاج محمد صادق تخت فولادى قدس سره در تکیه مادر شازده، بعد از سلام و عرض ارادت و احوالپرسى از مرحوم حاجى سؤال مى کند مشغول چه کارید. مى فرمایند دعا در حق خلق خدا. مى گوید در حق شاه بابا هم دعا مى کنید؟ (منظور از شاه بابا ناصرالدین شاه بوده است) مى فرمایند کار ما دعا کردن براى تمام خلق است. باز ظل السطان مى گوید: در حق شاه بابا هم؟ و حاجى مى فرمایند در حق همه خلق خدا این سؤ ال و جواب سه مرتبه تکرار مى شود. بعد ظل السلطان خداحافظى میکند و سوار اسب شده مى رود ولى هنوز چند قدم نرفته است که اسب او را محکم به زمین مى زند. ظل السلطان از زمین بلند مى شود. مجدداً خدمت مرحوم حاجى رسیده است دست ایشان را مى بوسد و مى گوید غرض من از تکرار این سخن توهین به مقام شما نبود بلکه میخواستم مزاحى کرده باشم حاجى مى فرمایند: منظور اسب هم از زمین زدن شما یک شوخى بیش نبود والا بایست هلاک مى شدید. 

الغرض شباهت آقای مطهری و ظل السلطان را در خود شیرینی و حمایت از افراد ناسالم جامعه دیدم حالا این افراد ناصرالدین شاه باشند یا حرمت شکنان عاشورا.  

آقای مطهری از انتخابات 88 به بعد دارند سنگ افرادی را به سینه می زنند که هیچ ارزشی برای مردم و آرمانهایشان که انقلاب و اسلام هست قائل نیستند. و این اواخر هم در توهینی زننده روز دفاع از عاشورا را روز یوم الشیطان نامید.  

 و شباهت دیگر را در اسب سرکشی می دانم که علی مطهری سوار بر آن شده است و بی توجه به علائم هشدار دهنده دوستان و بزرگان می تازند و به سمت کسانی میروند که در شهادت پدرش کف میزدند و اکنون برای خودش. ممکن است این دفعه زمین زدن اسب شوخی نباشد و وی هلاک شود!


 

نوشته شده توسط علیرضا آهنج - زهرا خالصی در شنبه بیست و هفتم دی 1393 ساعت 19:30 موضوع | لینک ثابت


امر به معروف از دیدگاه حسن زاده آملی

 
 
‏امر به معروف ...‏
 


 

نوشته شده توسط علیرضا آهنج - زهرا خالصی در جمعه بیست و ششم دی 1393 ساعت 18:49 موضوع | لینک ثابت